کاشان
موقعيت ارتباطي
كاشان به علت واقع بودن بر سر راههاي تجارتي و ارتباطي در تمامي ادوار از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است.
زماني در کنار جاده ابريشم واقع بوده و در رونق و آباداني شهر سهم بسزايي داشته است و در حال حاضر نيز بر سر شاهراه ارتباطي بسيار مهمي قرار دارد که پايتخت را به شهرهاي جنوبي کشور ارتباط مي دهد. اين شاهراه کاشان را از طرفي به قم و تهران و از طرفي ديگر به شهرهاي جنوبي کشور همچون نائين، يزد ، کرمان، بندرعباس و ... مربوط مي سازد. خصوصا جديدا با تکميل اتوبان قم ـ اصفهان اين ارتباط سهل الوصول تر شده است. و همچنين کاشان با قرار گيري در مسير راه آهن تهران ـ اصفهان ، تهران ـ يزد و کرمان توسعه و گسترش اقتصادي و رشد افزون تري را پيدا کرده است.
طبق نقشه جغرافيايي سازمان نقشه برداري کشور شهرستان کاشان داراي چهاربخش است.
1 ـ نياسر 2 ـ قمصر 3ـ برزک 4ـ مرکزي و حومه
بر اساس تقسيم بندي فوق در مجموع 84 ده آباد در شهرستان کاشان وجود دارد. اما بسياري از دهات ديگر نيز ديده مي شود که به علل مختلف (نبودن آب و ...) خالي از سکنه و متروکه شده اند بطور کلي 110 تا 130 روستا در اطراف اين شهرستان وجود دارد.
وجه تسميه كاشان
در مورد وجه تسميه کاشان سخن بسيار است. ليکن با در نظر گرفتن معني واژه هاي کاس، کاسه و کاس آب و موقعيت کاشان در قديم اين واژه مي تواند گرفته شده از کاس باشد که در اصل کاشان و به مرور زمان به کاشان تغير شکل يافته است.
ربان شناسان بر اين باورند که نام کاشان به معني خانه هاي تابستاني است، که با چوب و ني ساخته مي شده است ولي برخي ديگر نام کاشان را ماخوذ از کلماتي چون کاسيان، کاشيان، کي آشيان و کاه فشان، کاسو يا کاشو مي دانند.
در کل در مورد وجه تسميه کاشان و نام اوليه آن از طرف مورخين و باستان شناسان عقايد گوناگوني ابراز شده که به چند مورد آن اشاره مي شود:
1ـ از آنجا که اين شهر در قرون متمادي مرکز ساخت بهترين کاشيها بوده آن را کاشيان و کاشان ناميده اند.
2ـ گروهي از باستان شناسان پس از حفاريهاي باستان شناسي در تپه هاي سيلک به اين نتيجه رسيده اند که نام کاشان مشتق از کلمه کاشو يا کاسو است و آن نام قومي کهن بوده که در بين النهرين مي زيسته اند و سپس به اين سامان نقل مکان کرده و نام محل اسکان آنها کاسيان يا کاشيان خوانده شده است.
3ـ ملک الشعراء بهار در ديوان خود وجه تسميه کاشان را معبد و جايگاه جشن و دل آسايي دانسته است.
4ـ مولف کتاب فرهنگ واژه هاي فارسي در زبان عربي مي نويسد: کاشان به خانه هاي تابستاني اطلاق مي شود که با چوب و ني ساخته مي شد.
5 ـ مولف کتاب آثار تاريخي کاشان و نطنز مي نويسد: چون اولين جايگاه آباداني در اين ناحيه به امر پادشاهان اساطيري در کنار چشمه فين ساخته شده آن را کي آشيان يعني جايگاه حکام گفته اند.
تاريخ كاشان
در دوران باراني بين آخرين دوره هاي يخچالي (زمين شناسي) به نظر مي رسد در مرکز ايران درياي پهناوري گسترده بود. اين دريا با شروع عهد خشکي به تدريج کوچک و خشک شد که اکنون در محل آن کوير بزرگ مرکزي برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف اين محل اسکان يافته است چنان که قديمي ترين تمدنها را مي توان در حاشيه هلالي شکل کوير يافت.
يکي از قديمي ترين تمدنهاي اين حاشيه تمدن سيلک است. تپه هاي موسوم به سيلک واقع در 2 کيلومتري جنوب غربي کاشان يکي از کهن ترين مراکز استقرار بشر در فلات مرکزي ايران به شمار مي آيد. حدود هفت هزار سال پيش مردم سيلک پايه و اساس تمدني را بنيان نهادند که در دوره هاي مختلف پيشرفت شاياني را بدست آورد. نشانه هايي از اين پيشرفت و ترقي را مي توان در آثار سفالين و اشياء مسي و مفرغي بدست آمده از اين تپه ها (تپه هاي شمالي و جنوبي سيلک) که امروزه زينت بخش اکثر موزه هاي معتبر ايران و جهان است، مشاهده کرد. اقوام سيلک كه داراي ابداعات و نوآوريهاي فراواني در صنايع آن دوران بوده اند، با تمدن بين النهرين و مناطق ديگر ايران ارتباطات فرهنگي و اقتصادي داشته اند. تمدن سيلك به عنوان يكي از نخستين تمدن هاي دشت نشين براي باستان شناسان از اهميت قابل توجهي برخوردار مي باشد. خاصه آنكه در كوزه گري و نگارگري و استفاده از آجر پخته در بناي ساختمانها و موارد متعدد ديگر به پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي رسيده بودند. گرچه ردپاي اين تمدن ناگهان در تاريخ گم مي شود و مردم سيلك بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گريزان مي شوند، اما برخي بر اين عقيده اند كه ساكنان سيلك پس از ويراني شهر و ديارشان به چشمه ساران به ويژه نياسر و نوش آباد پناه برده و آباديهايي را بوجود آورده اند. با توجه به اينكه در منطقه كاشان آثاري از دوره هخامنشي و اشكاني وجود ندارد و پژوهشهاي باستان شناسي نيز در اين منطقه بسيار محدود بوده است از تمدن اين دوره در كاشان اطلاعات زيادي در دست نيست ليكن كشف سكه هاي نقره متعلق به دوران هخامنشي و اشكاني در اين منطقه نشان از ردپاي تاريخ دوره هخامنشي و سلوكي دارد. كشف گنجينه اي متعلق به اواخر هزاره اول قبل از ميلاد در روستاي مرق گواهي بر امتداد مدنيت در منطقه كاشان تا اواخر دوره هخامنشي است. گرچه اخبار و مداركي از دوره اشكانيان در اين منطقه بدست نيامده است اما قراين متعدد تاريخي خبر از آباداني و رونق كاشان در دوره ساسانيان مي دهد. وجود آتشكده هاي نياسر ، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاريخ قم به مناطق باستاني چون نياسر و نوش آباد ، اخباري مربوط به يك شهرك دوره ساساني به نام سارويه درمنطقه كاشان كه به گزارش تاريخ نويسان تا دوره اوليه اسلامي نيز آثاري از آن برجاي بوده است همگي گواهي بر اين مدعاست.
كاشان در دوران اسلامي همراه با قم، اصفهان، همدان و ... از جمله شهرهاي بلاد جبال يا عراق عجم محسوب مي شود. تاريخ نويسان فراواني از مردان نام آور و جنگجوي كاشان در اين عصر (دوران ساساني) سخن به ميان آورده اند كه در جنگهاي بسيار شركت كرده اند » اعثم« كوفي تاريخ نويس بزرگ عرب از حضور 20 هزار سوار جنگجوي قم و كاشان ياد كرده است كه در جنگ »نهاوند« حضور داشتند.
مورخان و سفرنامه نويسان اوايل دوران اسلامي از عقربهاي فراوان در كاشان و شيعه بودن مردمانشان به عنوان اصلي ترين ويژگي آن ياد كرده اند و كاشان را به عنوان شهر كوچكي معرفي نموده اند.
كاشان در نخستين دهه هاي قرن اول هجري با هجوم عربها روبرو شد و پس از مقاومتهاي بسيار با از دست دادن استحكامات خود، تسليم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفي در »نزهه القلوب« بناي شهر كاشان را در دوران اسلامي به »زبيده خاتون« همسر هارون الرشيد نسبت داده و در اين مورد مي نويسد:
در قرن دوم هجري مسلمانان در جايي به نام چهل حصاران زندگي مي كردند.
كاشان در دوران آل بويه از رونق و آبادي خاصي برخوردار بود و صنعت سفالگري و فلزكاري آن شهرت فراوان داشت چنان كه مقدسي در اين زمان از كاشان چنين ياد مي كند: «كاشان شهري آباد و روستاهاي نيكو دارد، كشتزارهاي بسيار ، گرمابه نيكو و نعمت فراوان و داراي دژ و خندقي است.»
كاشان در دوران آل بويه بواسطه ظهور سلاطين شيعي و نفوذ آنان بر خليفه بغداد مورد توجه بيشتري قرار گرفت و به همراه قم از عنايت آل بويه و وزير دانشمند آنان صاحب بن عباد بي نصيب نماند.
با آغاز قرن پنجم و روي كار آمدن حكومت سلجوقيان ، كاشان اهميت و اعتبار روز افزوني يافت و در اين زمان مردان بزرگ و نام آوري از اين شهر به خدمت حكومت درآمده و به مدارج عالي رسيدند. چنان كه راوندي مي نويسد: «اغلب وزارء و مستوفيان و دبيران دربار، كاشاني بودند، هنر و علم در اين زمان كمال يافت و كاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در اين دوره ، شهر توسعه يافت و بناهاي عمومي فراوان و گوناگوني مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و كتابخانه ساخته شد.»
بيشتر بناهايي كه در دوره سلجوقيان بنا شده است به دليل زلزله هاي پي در پي ويران شده و از ميان رفته اند، ليكن آنچه باقي مانده، نشاني از توسعه و آبادي كاشان در اين عصر مي باشد. مهمترين آثار بجاي مانده از اين بناها مسجد جامع است كه در اين دوران (سلجوقيان) بازسازي شده و داراي گنبدي آجري و مناره اي مزين به خط كوفي با تاريخ 466 هـ . ق است. علاوه بر آن مناره »پنجه شاه « »برج و باروي شهر« » بند قمصر« و »قلعه جلالي« از ديگر بناهاي معروف اين عصر به شمار مي روند.
در دوران سلجوقيان كاشان به ترقي و آباداني قابل ملاحظه اي رسيد. كثرت آثار تاريخي در اين دوره و وجود مدارس متعددي كه در اين دوره در كاشان تاسيس شد و نيز ظهور دهها دانشمند كاشاني در اين مقطع گواهي بر مدنيت و پيشرفت اين شهر بوده است. كاشان دراين دوره آنچنان كه در كتاب راحه الصدور و ديوان ابوالرضا راوندي آمده است دوبار توسط مياجيق يكي از سرداران خوارزمشاهي و ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه سلجوقي مورد هجوم قرار گرفته است.
در هر دو هجوم شهر كاشان به واسطه برج و بارو و پايمردي و جوانمردي اهالي در امان مانده است. اما روستاهاي بي دفاع مورد قتل و غارت واقع شده اند.
كاشان در قرن هفتم با حملات وحشيانه مغولان صدمات فراواني ديد و بخشي از شهر ويران شده و به غارت رفت ولي ديري نپائيد، که به دليل رونق كارگاهها و بافت انواع قالي، پارچه، ساخت كاشي و سفال دوباره حيات خود را بازيافت. در اين دوره بناهاي تازه اي ساخته شد و بازار نيز گسترش يافت . در زمان جهانشاه »قراقويونلو« بناهاي معتبر ديگري هم ساخته شده كه برخي از آنها هنوز پابرجاست از جمله ميدان سنگ و بناهاي اطراف آن كه به همت عماد الدين محمود بنا گرديد. پس از برقراري حكومت مغولان در ايران و قبول اسلام و تشيع توسط ايلخانان مغولي، كاشان از شهرهاي آباد و پررونق ايران به حساب مي آمده است. حتي غازان خان سلطان مغولي پس از اينكه به مذهب شيعه درآمد، عنايت خاصي به كاشان داشته و عمارات قابل توجهي در اين شهر بنا كرده است. معروفترين عالمان كاشاني دوره سلجوقي و مغول عبارتند از:
محمد بن علي بن سليمان راوندي مولف راحه الصدور درباره تاريخ سلجوقيان ـ علامه قطب راوندي ـ سيد فضل ا... ضياء الدين ابوالرضا عالم فقيه و اديب ـ حكيم فضل الدين كاشاني معروف به باباافضل ـ عارف نامي عبدالرزاق خان كاشاني از شاگردان مكتب ابن عربي ـ عزيزالدين محمود كاشاني و غياث الدين جمشيد كاشاني، حكيم، منجم و رياضي دان نامي كه به سبب تبحر و تاليفات در رياضي و نجوم شهرت جهاني دارد.
با روي كارآمدن حكومت صفوي در قرن دهم هجري، اهالي كاشان، شيعياني مومن بودند و از حكومت آنان استقبال كردند. اگر چه زلزله ويرانگر سال 982 هـ . ق ضربه سختي به بناهاي شهر وارد آورد ليكن در اين دوره از تاريخ كاشان در شئون مختلف ترقي فراواني كرده و به منتها درجه شهرت دست يافت. صنعت و هنر بافندگي در اين شهر به اوج ترقي و شكوفايي رسيده و بهترين و زيبا ترين انواع پارچه هاي ابريشمي، كتان، مخمل، مرغوبترين قالي هاي پشم و ابريشم در كارگاههاي نساجي كاشان بافته مي شد. چنانكه شاردن سياح فرانسوي مي نويسد: اساس ثروت و حيات مردم كاشان از صنايع نساجي و ابريشم بافي و تهيه قطعات زربفت و نقره بافت تشكيل شده است. عصر صفوي بهترين دوره رونق و آباداني كاشان بوده است. دهها اثر تاريخي در شهر و حومه آن و ظهور دهها عالم و فقيه كاشاني در اين دوره همگي نشانگر عصر طلائي كاشان در اين دوره مي باشد. سلاطين شيعه صفوي پس از اينكه اصفهان را به عنوان پايتخت برگزيدند و به كاشان كه از مهمترين كانونهاي شيعه نشين بود توجه شاياني كرده و ضمن سفرهاي متعدد به اين شهر اماكن رفاهي و مذهبي بسياري را به يادگار گذاشتند. اهميت كاشان در اين دوره به حدي است كه سفرنامه نويسان از اين شهر به عنوان پايتخت مذهبي ايران ياد كرده اند.
بازار كاشان در اين دوره نيز رونق و گسترش يافت، شاه عباس در وسط بازار، چهارسوق تازه اي به نام قيصريه مشتمل بر دكانها و كاروانسراهاي مجلل بنا نهاده، دهها بقعه متبركه بازسازي و نوسازي گرديده و كاروانسراها و مساجد با شكوهي ساخته شد. يكي از ارزنده ترين و مجل ترين بناهاي اين دوران باغ فين است كه در 5 كيلومتري جنوب كاشان بنيان نهاده شد.
مشهورترين عالمان دوره صفوي عبارتند از:
ملافتح ا... كاشاني، متكلم، فقيه، مفسر و اديب و صاحب آثار متعدد ـ ملامحسن فيض كاشاني كه از وي دهها آثار در زمينه هاي حكمت، كلام، اخلاق، عرفان و ... برجاي مانده است ـ كليم كاشاني ـ محتشم كاشاني، مديحه سراي نامي دورن صفويه.
در اواخر دوران صفويه كاشان دوبار مورد هجوم افغانها قرار گرفت در يكي از اين هجومها كه در زمان حسنقلي خان حاكم افشاري كاشان صورت گرفت. اهالي روستاهاي كوير كاشان همانند نوش آباد و نصرآباد مورد قتل و غارت قرار گرفتند اما اين بار نيز برج و بارو و تيراندازهاي فراز آن مانع از ورود اين مهاجمان به داخل شهر كاشان شدند.
كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامي مي گذراند و با آنكه زلزله مهيب سال 1192 هـ . ق در واپسين سالهاي حكومت زنديه شهر را ويران كرده بود و رونق زمان صفويه را نداشت ولي هنوز صنيعش بر ساير شهرها برتري داشت. شهر در اين زمان گسترش يافته و بناهاي فراواني بدان افزوده شد. از جمله بناهاي اين دوران خانه بروجرديها، طباطبائيها، عباسيان و ... مسجد و مدرسه آقا بزرگ، مدرسه امام و ... است كه از شاهكارهاي هنري اين عصر به شمار مي روند. »ديولاخوا« كه در سده سيزدهم كاشان را ديده است آن را چنين توصيف مي كند: «خانه ها با خشت و گل تميز ساخته شده، كوچه ها سنگفرش و بازار وسيع و آباد است». از مهمترين رويدادهاي اين دوره مي توان به قتل اميركبير، طغيان نابينايان و جنب و جوش مشروطه خواهان كاشاني اشاره كرد. در اين دوره كاشان از بلاياي طبيعي همچون سيلهاي مخروب، خشكسالي و قحطي در امان نبوده و در اين حوادث هزاران نفر از اهالي به كام مرگ افتادند.
در اين دوره نيز عالمان بزرگي در اين شهر پا به عرصه وجود گذاشتند، كه مشهورترين آنان عبارتند از: استاد ملامهدي نراقي، فيلسوف، متكلم، فقيه، منجم و ... ملا احمد نراقي فرزند ملا مهدي از عالمان نام آور و فقهاي معروف اين دوران است ـ ملاحبيب ا... شريف، عالم ديني و ادبي عصر خويش ـ ملا عبدالرسول مدني.
كاشان در همه ادوار تاريخي و هنري از چنان غنا و تنوعي برخوردار شد كه نظري حتي به اجمال و اختصار بر آنها فرصتي طولاني را طلب مي كند. اين شهر ضمن معرفي چهره هاي استثنايي از ايمان و علم و ادب و هنر همچون: ملامحسن فيض ـ غياث الدين جمشيد كاشاني ـ باباافضل ـ سهراب سپهري ـ محتشم كاشاني ـ ملا احمد و مهدي نراقي و ... عنوان دارالمومنين را نيز براي خود به ارمغان آورد و آثار بازمانده از آنان كاشان را در رديف پربارترين گنجينه هاي علمي و هنري جهان قرار داد.
مذهب و زبان
مذهب:
مذهب مردم اين شهر، شيعه اثني عشري است چنان که بواسطه ايمان راسخ، زهد و تقواي بي نظير شيعيان آن از صدر اسلام تا کنون با نام دارالمومنين در صدر شهرهاي شيعه نشين قرار گرفته و به نيکي از آن ياد شده است. به طوري که در زمان صفويه کاشان پايتخت مذهبي ايران شناخته شده بود. از قرنها قبل عده اي از يهوديان نيز در کاشان ساکن بوده اند که از دوره صفوي تعداد آنها زياد بوده ليکن امروزه تعداد کمي از آنان در اين شهر اقامت دارند. ياقوت حموي نيز در معجم البلدان در مورد ايمان مردم کاشان مي نويسد:
«عده اي از علويان ساکن کاشان منتظرند که صبح فردا قائم آنان ظهور کند و در هر طلوع، مسلح سوار بر اسب به خارج از شهر مي روند و متاسف بر مي گردند.»
زبان:
زبان مردم اين شهرستان فارسي است. ولي در روستاهاي حاشيه شهر، زبان رايجي و تاتي رواج دارد که اصل آن در واژه هاي فارسي دري يا فرس قديم است. ضرابي در تاريخ کاشان مي نويسد: مردم بلوک (حومه) را زباني ديگر است که اهل شهر از فهم معاني آن بي خبرند و آن را زبان رايجي گويند که داراي واژه هاي دري فراواني است.
جمعيت كاشان
طبق اولين سرشماري نفوس، جمعيت کاشان در سال 1311 شمسي در حدود 40.000 نفر ، در سال 1317 به 46.490 نفر، در سال 1345 به 58.428 نفر در سال 1355 در يک رشد سريع به 84.836 نفر رسيد. جمعيت کاشان در حال حاضر در حدود 270.000 نفر مي باشد.
اقتصاد در كاشان
اقتصاد كاشان از ديرباز بر روي صنعت كشاورزي و توليد محصولاتي مانند پنبه، پياز، غلات، صيفيجات و انواع ميوهها (انار، انگور، هندوانه، طالبي، انجير و …) و گياهان داروئي، گلابگيري و تهيه عرقيجات و صنايع دستي مانند مسگري، كاشيگري، ابريشم بافي، مخمل بافي، شعر بافي، گليم بافي، زيلو بافي، زري بافي و قاليبافي تكيه داشته است. صنعت فرش دستباف كاشان در ابعاد، طرحها و نقشها و رنگهاي زيبا و دلفريب روزگاري طولاني زبانزد و نقل محافل هنري، اقتصادي، نمايشگاهي و علمي بوده است. افسوس كه با روي كار آمدن فنآوريهاي ماشيني اين صنعت و حرفه با ارزش به همراه حرفههاي جانبي آن در حال ركود و فراموشي ميباشد. كشف معادن مس، آهن، سولفات سديم، سنگهاي مرمر و تراورتن در سالهاي اخير بر رونق اقتصادي شهر و منطقه كاشان افزوده است. صنايعي مانند فرش ماشيني، چيني و ملامين سازي، كاشي سازي، ريسندگي و ابزارآلات صنعتي نيز در حال گسترش ميباشد و به همين جهت كاشان تبديل به يكي از قطبهاي صنعتي كشور شده است.
از نظر پهنهبندي اقليمي شهر كاشان در پهنه اقليمي با زمستانهاي نسبتاً سرد و تابستانهاي خيلي گرم و خشك قرار گرفته است.
شهرستان کاشان در حدود جنوب و غرب در محاصره سلسله جبال مرکزي ايران قرار گرفته است. آباديهاي دامنه اين کوهستان عموما داراي آب و هوايي لطيف و معتدل مي باشند ولي از جانب شمال شرق که به زمينهاي شوره زار کوير مرکزي ايران اتصال پيدا مي کند هواي آن بتدريج خشک و سوزان مي شود و آب و هوا در قسمت جلگه اي کاشان گرم و خشک مي باشد. دليل اصلي خشکي هواي کاشان مجاورت آن با دشت کوير است. گرماي هوا در اين شهر در تابستان از مرز 40 درجه سانتيگراد نيز عبور مي کند.
وزش بادهاي کويري که از صبح تا شام جريان دارد، موجب حرارت و خشکي هواست و از شام تا بام که نسيم خشکي از جهت کوهستان جريان پيدا مي کن باعث تعديل هواي منطقه مي گردد. بادهاي موسوم به باد سرخ، باد شهرياري، باد سام، باد شمال و باد قبله از بادهاي معروف اين منطقه است که اکثرا از کوير به سوي کاشان مي وزد.
در زمينه منابع آب، کاشان شامل رودخانه ها، چاههاي عميق، نيمه عميق و چشمه سارهاست. مهمترين رودخانه هاي اين شهر رودخانه هاي هنجن، قهرود، لتحر و چم رود مي باشند که همگي فصلي است و بيش از 130 رشته قنات در اطراف شهر وجود دارد که بين 40 الي 50 رشته آن هم اکنون مورد بهره برداري قرار مي گيرد. علاوه برقنات ها بيش از 8 چشمه سار وجود دارد که بين آنها چشمه سليمانيه فين از آبدهي و اهميت ويژه اي برخوردار است.
درباره گردشگري
چرا گردشگري؟
صنعت توريسم يا صنعت خريد و فروش روياها, رفته رفته زمينه ساز تحولاتي در جهان مي شود كه روزي انقلاب صنعتي برپا كرد. چنانكه امروزه صدها ميليارد دلار نصيب كشورهايي مي شود كه در صنعت توريسم سرمايه گذاري كرده اند. با وجود اينكه ايران از نظر برخورداري از ميراث فرهنگي و آثار باستاني جزء ده كشور نخست جهان مي باشد اما تنها سهم ناچيزي از بازار توريسم را به خود اختصاص داده است.
براي اينكه ما بتوانيم از اين توانايي بالقوة خود استفاده كنيم بايد به نيازهاي سه عنصر اساسي صنعت گردشگري توجه كنيم:
1- گردشگران.
2- عرضه كنندگان.
3- مورد فرهنگي (آثار باستاني).
گردشگران:
تا هنگاميكه ما ندانيم كه چرا گردشگران سفر مي كنند و نيازهاي واقعي آنها چيست, نخواهيم توانست امكانات مورد نياز آنها را فراهم سازيم و اين يعني عدم سفر آنها به ايران. به اين منظور ما در اين مجال خواهيم كوشيد تا به اين سوالات پاسخ گوييم:
1- چرا انسانها سفر مي كنند؟
2- چرا گردشگران به ايران وكاشان مي آيند؟
در دنياي صنعتي امروز كه انسانها به ورطة يك زندگي ساكن و ماشيني كشيده شده اند, آنها از هر فرصتي استفاده مي كنند تا تنوع و شادابي را تجربه كنند. و مسافرت موثرترين شيوه براي پاسخ به اين نياز مي باشد. اما اينكه گردشگران چه مقصدي را براي سفر خود برمي گزينند با توجه به سن, تحصيلات, درآمد و ... آنها متفاوت خواهد بود. اما با اطمينان مي توان گفت آنها مقصدي را برخواهند گزيد كه تفاوت و تغيير در شرايط زندگي براي آنها بوجود آورد
با اين مقدمه انواع گردشگري كه امروز متناسب با سلايق مختلف گردشگران در حال توسعه مي باشد را بدين ترتيب مي توان نام برد:
گردشگاها:
يكي از معمول ترين گونه هاي نوين صنعت توريسم در گذران تعطيلات, نوعي از توسعه بر مبناي گردشگاه است. يك گردشگاه كه طيف گسترده اي از امكانات و خدمات توريستي را در بردارند به منظور تفريح و استراحت در
جهت تفريح و استراحت در سواحل, ورزش هاي دريايي, پياده روي,گلف و ... طراحي شده اند.
شهرهاي گردشگري:
به طور معمول از كاربري هاي معمول زمين و يك جامعه شهري را دارند, ليكن از نظر اقتصادي تأكيد آنها بر فعاليتهاي تفريحي است. اين شهرها علاوه بر انواع خدمات گردشگري در نزديكي جاذبه هاي عمده هستند.
توريسم ماجراجويانه:
اقدام توريستها به فعاليت هاي پرتكاپوي شخصي, فيزيكي و گاه مخاطره آميز را در بردارد: قايقراني, شكار, كوه نوردي, ...
توريسم با گرايش خاص:
شامل آن توريستي مي شود كه در گروههاي كوچك و به منظور آشنايي و كسب تجربه در مورد جلوه هاي خاص يك منطقه, اقدام به مسافرت مي كنند. اين توريسم در زمينه هاي فرهنگي از جمله رقص, موسيقي, تئاتر, صنايع دستي, تاريخ, باستان شناسي و ... و در زمينه هاي طبيعي مثل جانوران, گياهان, چشم اندازها مرتبط است. اين موضوعات خاص با گرايشهاي بلند مدت تخصص و حرفة توريستها مرتبط است.
توريسم فرهنگي:
در اين توريسم, گردشگران براي آشنايي با آداب و رسوم ديگر ملت ها به سفر مي پردازند در واقع بايد اذعان كرد كه فرهنگ جاذبة اصلي گردشگري است. بدون فرهنگ كه تفاوت را ايجاد مي كند همه جا شبيه هم به
نظر مي رسد. بنابراين جاذبه هاي دنيا بدون ميراث فرهنگي مختلف اندك چيزي براي ارائه خواهد داشت.
علاوه برآنچه در بالا آمد توريسم دهكده اي, ياري رساني, مذهبي, قومي, نوستالژيك, جوانان از ديگر انواع توريسم هستند.
حال به نظر شما گردشگراني كه امروز به ايران سفر مي كنند به كداميك از گونه هاي فوق مرتبط هستند؟
براي تفريح در ساحل دريا و اقامت در هتل هاي لوكس و بي نظير ايران ! شركت در فستيوال ها و ديسكوكت ها ! و يا در نمايشگاههاي تجاري ! جواب روشن است, هيچيك. بلكه عامل اصلي كه گردشگران به خاطر آن به
ايران مي آيند, ميراث فرهنگي ماست. البته اين بدان معني نيست كه ما از نظر ديگر جاذبه هاي طبيعي همچون دريا, جنگل, كوير, آب و هواي معتدل و ... فقير باشيم بلكه برعكس ما در اين زمينه ها داراي استعدادهاي
بالقوه اي هستيم كه هنوز نتوانسته ايم آنها را بهره ور سازيم
موقعيت جغرافيايي و شرايط آب و هوايي و سرزميني منطقه كاشان باعث ايجاد شرايط ويژهاي براي سكونت و فعاليت شده است كه عينيت كالبدي و سرزميني آن در پيوند بين محيط طبيعي و گروه انسانها، جاذبههاي گردشگري متنوعي را پديد آورده است كه برخي از آنها عبارتند از:
جاذبههاي طبيعي:
وجود زمينههاي كوهنوردي، غرنوردي و چشماندازها و مناظر زيبا در دامنهها و ارتفاعات كركس. وجود درههاي سرسبز، پرآب، خوش آب و هوا با سكونتگاههايي با معماري خاص در دل كوههاي كركس. وجود كوير مركزي ايران با ويژگيهاي منحصر به فرد. دارا بودن موقعيت ويژه براي ستارهشناسي حرفهاي و آماتوري. وجود چشمههاي زيبا و كاريزهاي ايجاد شده در طول زمان توسط ساكنين.
جاذبههاي مذهبي :
وجود امامزادهها و اماكن مذهبي و آرامگاههاي مشاهير به سبب موقعيت ارتباطي ـ تاريخي منطقه از يك سو و غنيبودن شهر و منطقه از علما و هنرمندان و شاعران و بزرگان ديني.
اجراي ويژه مراسم مذهبي در نقاط مختلف از جمله شهر تاریخی نوش اباد.
جاذبههاي معماري ـ تاريخي:
وجود خانههاي با ارزش،شهر زیرزمینی کهن شهر نوش اباد و مساجد، آب انبارها، بازار تاريخي، باغ فين، تپه سيلك و حصار تاريخي
جاذبههاي هنري:
وجود آثار هنري متنوع و زياد مانند گچبريها، كندهكاريها، نقشهكشي قالي، قاليبافي، رنگرزي و نقاشي.
جاذبههاي فولكوريك و فرهنگ عامه:
حاكميت فرهنگ غني و ارزشهاي ديني و ملي برگزاري مراسم گوناگون به منظور گراميداشت اعياد و مراسم ملي و مذهبي.
جاذبههاي سكونتگاهي:
از جمله نقاط جمعيتي كه هر يك با ويژگيهاي خود پذيراي اهالي منطقه و گردشگران در ايام مختلف سال هستند. در دل پهنههاي ييلاقي قرار گرفتهاند، داراي آداب و روسم و آئينهاي ملي و مذهبي خاصي هستند و از تك بناها يا مجموعههاي معماري روستايي بهرهمندند، ميتوان به نقاط زير اشاره كرد: نياسر، قمصر، اسحاق آباد، قهرود، جوشقان، بزرك، اردهال، ابيانه، آران و بيدگل، مرق و گلستانه.